تاريخ : ۱٠ دی ۱۳٩٠ | ۸:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مامانِ یکتا

 این  ماه که 23 ماهه شدی مریض بودی و یکی از بدترین دوران با تو بودن من بود.......چند روزه که ویروس جدیدی اومده و همه بچه ها رو اسیر خودش کرده و تو چند روزه که تب داری و من هر شب بالای سرت بیدارم و دعا میکنم که زودتر خوب بشی و برام عذابه دیدن روی مریضت.....مخصوصا موقعی که میخوای شیر بخوری و چون دماغت کیپه نمیتونی درست از دهان شیر بخوری و مشکل داری و با ناز میگی مامان دماغم اومد.......ناراحت

یه ماه دیگه مونده که تو دوساله بشی و من از خدای بزرگ ممنون و شاکرم که بهترین لحظات رو با هم داشتیم و هنوز باورم نمیشه که تو اینقدر زود داری بزرگ میشی و قراره دیگه از شیر گرفته بشی .......میدونم که این یکی از بزرگترین نعمتهای خداوندی برای مادر و فرزنده که به اجبار طبیعت زندگی باید به اون خاتمه داده بشه و برای هر دوی ما سخته......

دلم برای چمبره زدنت توی بغلم.........برای دوتا چشمای قشنگت که به من خیره میشه و با لبخند و شیطنت شیر میخوری و برای دستهای کوچکت که میزاری توی دهن من ببوسمشون تنگ میشه خیلی.......

نمیدونم چرا حس میکنم بچه بعد از دوسالگی حس وابستگی به مادر رو نداره دیگه و یواش یواش ازش دور میشه..........مثل همه ما آدم بزرگا که یواش یواش دور شدیم و دور شدیم و این اول راهمون بود............امیدوارم بتونیم هر دومون توی این مرحله احساسی به خوبی با هم کنار بیایم........

نفس مامان  خدا رو شکر میکنم که تو  دیگه همه چی رو خوب میفهمی معنی گریه ، خنده،  شادی، بازی و خوب و بد رو از هم تشخیص میدی.......

ماه دیگه تولدته و من برای تو یه تولد خودمونی و آتلیه ای میگیرم و تمام سعیم اینه که بهت خوش بگذره...همه میگن که بچه توی این سن تولد نمیفهمه و بهتره بزاری 4 سالگی به بعد که میفهمه ولی به نظر من توی دنیای خود بچه ها خیلی مفهموم داره تولد.........هر وقت کیک میپزم یا مثلا یه کادو رو میخوام باز کنم زودی میپری  وسط و میگی مبایکککک تبلده .....چه اوشگله...... تبلد تبلد بیا شمعا!! و من دهنم باز میمونه که تو واقعا چقدر تولد رو دوست داری و برات مهمه و درکش میکنی.........تعجبقلب

دیگه راحت میتونی همه جملاتو بگی .خواسته هات رو بیان کنی و افعال رو سر جای خودش بکار ببری......

شعرای قشنگ برام میخونی و روزی چند بار منو می بوسی و  بغل میکنی و خط رو تمام نداشته هام با وجودت میکشی..........و حرفهای قشنگ قشنگ برام میزنی که اگه بخوام بنویسمشون یه شاهنامه هم کم میاد از شیرین زبونیات.......

خدا رو شکر گذارم بخاطر همه نعمتای خوبی که به من داده...

برای وجود نازنین  تو فرشته نازم  که بهترین دلیلی برای بودنمون.....

برای اینکه منو لایق مادر بودن دونسته و برای توانی که به من داده برای نگهداری و حمایت از تو......

و اما یکتا به روایت تصویر در روزمرگیهایمون...

   دختر دهاتی مامان....قلب

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ !خوش آمدید, مکانی برای آپلود، نمایش و اشتراک گزاری سریع و راحت عکسهای شما 

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ !خوش آمدید, مکانی برای آپلود، نمایش و اشتراک گزاری سریع و راحت عکسهای شما

میرقصه یا سینه میزنه؟؟؟؟چشمکمژه

عاشورای 90

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ !خوش آمدید, مکانی برای آپلود، نمایش و اشتراک گزاری سریع و راحت عکسهای شما سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ !خوش آمدید, مکانی برای آپلود، نمایش و اشتراک گزاری سریع و راحت عکسهای شما

                                 مامان چطوری اخم میکنه؟!!! چشمکنیشخند

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ !خوش آمدید, مکانی برای آپلود، نمایش و اشتراک گزاری سریع و راحت عکسهای شما 

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ !خوش آمدید, مکانی برای آپلود، نمایش و اشتراک گزاری سریع و راحت عکسهای شما

مامانت فدات بشه که همه اداهای ما رو ضبط میکنی!!!!( فرزند شیفتگیه دیگه )

پ.ن: از همه دوستای گلم بخاطر کامنتهای پر محبتی که برای من و یکتا میزارن ممنونم و پست قبلی رو (دلتنگی و فراق ) بخاطر خیلی مسائل غیر فعال کردم چون باید برای خیلیا توضیح میدادم جریان های گذشته رو و ....دوستتون دارم بی نهایت بهترین دوستای دنیا.قلبماچ