تاريخ : ۱٠ تیر ۱۳۸۸ | ۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مامانِ یکتا

دوستان خوبم:ماچ

سلام امیدوارم که سالم و سلامت و سرحال باشین و وبلاگاتون هم پر خبرای خوب و خوش باشه.قلب

 

ممنون از لطف همتون که منو تنها نمیذارین و با پیغامهای قشنگتون بهم دلداری میدین.

منم خوبم و بد نیستم شکر خدا. دیروز دکتر بودم و قلب نی نی تشکیل شده بود. قلب خودم توی دستم بود تا صدای تالاپ و تولوپ اونو شنیدم. آخی فکر کنم چون جاش کمه و اونجا خیلی تنگه اینقدر تند تند میزنه قلبش.  قربون عظمت خدا برم من که قلب اینقدر زود تشکیل میشه بعد ریه توی ماههای آخر .

خیلی خوب میشد اگه ریه ها هم توی ماههای اول جنینی رشد میکردن و نی نی ها بخاطر زود بدنیا اومدن توی ماه هفت از دنیا نمیرفتن بخاطر ریه هاشون.

یکم حالم گرفته و استرس دارم . آخه شنبه اون خانومی که رفته مرخصی زایمان و من بعد از استعلاجیم جای اون اومدم سر کار بر میگرده و معلوم نیست من به چه اداره ای منتقل میشم و آیا از این مرحله جایگزینی در میام و جام ثابت میشه یا نه بازم باید چرخ بخورم توی ادارات تا یه جای خوب نصیبم بشه سوالشایدم بد. ناراحت خیلی بده که جایگزین باشی چون نه اتاق و نه هیچی مال خودت نیست و هی باید تحویل فرد قبلی بدی کار رو و کار جدید تحویل بگیری.

اونم من که پنج سال ثابت بودم و متنفر جابجایی هستم.  و الان هفت ماهه که معلق در هوام.گریه اما چه میشه کرد باید صبر کنم تا توی یه اداره جا بهم بدن و ثابت بشم.  برام فرقی نمیکنه کدوم اداره باشم چون کار کاره اما خوب خیلی محیط و نحوه کارشون  برام مهمه چون هم از کمرم میترسم و هم به خاطر موقعیت جدیدم باید بیشتر مراقب باشم. از خود راضی

دوستای گلم بازم  همون دعاهای قشنگ قشنگ که برام میکنید  رو تکرار کنید که این 7 ماه هم به سلامتی و تندرسی گوش شیطون کر طی بشه.استرس

فرشته مامان:

قربون قلب کوشولوت برم که عین ساعت تالاپ و تولوپ میکرد. مواظب خودت باش و به من نشون بده که منو دوست داری و تنهام نمیزاری و حرفهای داداشا رو گوش کن و مامانی رو سفت بچسب.فرشته قلبم رو میگیرم توی دستمقلب و به انتظار قدمهای کوچولوت لحظه شماری میکنم و سعی میکنم بهترین مامان دنیا باشم برات.  قول مردونه مردونه بهت میدم. نمیدونم چرا فکر میکنم تو پسری و هر وقت میخوام با کاوه و کیان صحبت کنم و بگم مواظب تو باشن میگم مواظب داداشی باشین!!!!!!!!! اما اینو بدون هرچی باشی چه دختر چه پسر قلب منو و بابایی فقط به عشق تو سلامتیت می تپه. قلب

 

فرشته های مامان:

هنوزم دوریتون رو با وجود یه فرشته که برام فرستادین باور نمیکنم و بعضی اوقات که میخوام دست بکشم روی دلم و بگم مامان قربونت بره میگم مامان قربونتون بره و یا وقتی میخوام بگم مواظب خودت باش میگم مواظب خودتون باشینا...........

قلبهای کوچولوی مامان اگه اجازه بدین میخوام یه وب برای نی نی توی راه بسازم و خاطراتش رو بنویسم اما از روی شما شرمنده هستم و دستم نمیره...... همش میترسم فکر کنید که من بینتون فرق میذارم و این رو بیشتر مراقبت میکنم و به فکرشم.....نگران

 نههههههه بخدا اونموقع دسترسی به وب نداشتم و همش مرخصی استعلاجی بودم و حالم خوب نبود که براتون وب بنویسم... الان هم فکر کنم هفته دیگه نتونم بیام و تولد هفت ماهگیتون رو توی وب به دوستام اعلام کنم.....  

وای که اگه وبتون بود که الان پاک دیونه دیونه بودم......گریه..همون بهتر که ننوشتم......... می بینید هیچ قسمتی در کار نبوده که شما بمونید حتی خاطراتتون توی این دنیای مجازی.............. یه چیزی همیشه بهم میگفت که شما آرزوی محالین..... خودم هم باورتون نکرده بودم....... چراش رو نمیدونم که  اونم خدا میدونه و بس..................برم که بیشتر از این اگه چیزی بنویسم براتون قلبم می ترکه............ دل شکسته

 

همتون رو دوست دارم و به دعای شبانه شما نیازمندم. هم فرشته ها و هم دوستای خوبم.ماچبای بای