تاريخ : ۱٥ شهریور ۱۳۸٩ | ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مامانِ یکتا

   

 

سلام به فرشتهای مامان و دوستای گلمقلب

بالاخره بعد از دو روز خرابی پرشین بلاگ و درد خماری اون بازم اومدم تا از دختر گلم بنویسم...

طاعات و عبادات همتون قبول درگاه حق باشه....ماچ

فعلا این چند تا عکس رو از یکتا گلی برای دوستای گلم که جویای احوالات ما هستن و لطف دارن میذارم تا بعد بیام و آپ کنم و بگم که یکتا با پایان هفت ماهگی چه بلایی شده.

به لطف خدا احتمالا ما راهی سفر یه هفته ای با خاندان آقای پدر به مشهد میشیم.. البته آقای پدر نیستن و من خیلی دلشوره دارم که میتونم از پس یکتا خانوم بر بیام یا نه...به اونایی هم که به من پیشنهاد سفر دادن گفتم که عواقبش با خودتونچشمک

آخه این سفر با اون سفر چهارماهگی یکتا که موش بود فرق داره و یکتا با ورودش به ماه هشت یه چیزی شده برای خودش که بیا و ببین...

تا دیروز که یه موش بود وقتی بیرون میرفتیم و آروم روی پام مینشست اما دیگه دوران طفولیت تمام شده و فقط و فقط میخواد سر پا بیاسته و بیرون رو تماشا کنه...چشم

خدا به خیر کنه سفر من و یکتا رو در این سفرمتفکر

یه کم دو دلم در رفتن ..... اما اگه امام رضا طلبیده باشه ما هم میریم  دیگه...

برگشتم ماجراهای منو و یکتا رو بخونید

وای که چقدر پست قول دادم بهتون آپ کنم..

عکسهای زهرا گلی و جشن تولدش هم مونده..

التماس دعا

Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.irMegapic.ir

Megapic.ir

دیدین گفتم دیگه نمیشینه.... توی ماشین هم دیگه این کار جدیدشه!!!!

 

شنیدن کی بود مانند دیدن نه؟؟؟......