بهانه

تو می ایی بهانه یمن........

تو اینجا نیستی ! تنهای تنها ،با سکوتی سخت درگیرم

و می دانم ، اگر دیگر نیایی،

در غروبی سرد و غمبار و پر ازتردید می میرم !

امید بازگشت تو ، مرا زنده نگهمی دارد و آری

تو می آیی !

تو می آیی بهانه من،

و می دانم دوباره شاخه های خشکاحساسم ،

جوانه می زند،

لبریز از عشق و شکوه زندگی میگردد و با تو ،

تمام لحظه های تلخ پاییز وزمستان را ،

تمام لحظه های بی تو بودن را ،

تمام خاطرات سرد و بی روحنبودت را ،

شبیه قاصدک ، در دست های بادمی اندازد و دیگر ،

به آن فصل پر از دلتنگی و سرمانیندیشد !

تو می آیی بهانه من،

تو می آییو شوق دیدنت ، اینشاخه های خشک را زنده نگه می دارد و

تنها به شوق تو ،سکوت ژرف وسرد مرگ را بدرود می گوید

..............................................

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
رضا

سلام . وب خیلی خوب و پرمحتوایی دارید . خوشحال میشم به کلبه من هم سری بزنید و نظر بدهید . موفق باشید

رضا (عشق من شبنم)

عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست و چون برف ذوب شدن به غم هاي دوست[گل]